درباره کتاب شب وحشت
در دل غروب کوفه، مردی غریب پا به شهری پر از تناقض میگذارد؛ شهری که روزی لبریز از نامههای دعوت بود و شب، در سکوت بیوفایی فرو رفت.
«شب وحشت» نوشتهی سید سعید هاشمی، روایتگر آخرین روزهای زندگی مسلمبنعقیل، سفیر وفادار امام حسین(ع)، در کوفه است. نویسنده با زبانی ساده اما مؤثر، واقعیتی تاریخی را با رنگ احساس، در قالب یک رمان نوجوانانه به تصویر کشیده است. این کتاب نهتنها قصهای از خیانت و تنهایی را بازگو میکند، بلکه ارزشهایی چون وفاداری، حقطلبی، شجاعت و غربت را در دل خواننده زنده میسازد.
کتاب با ریتمی سینمایی، صحنهسازی دقیق، و دیالوگهایی پراحساس، مخاطب را همراه مسلم از کوچههای پرغوغای کوفه تا سیاهچالهای تردید و غربت میبرد؛ شهری که روزی قول یاری داد، اما شب، در وحشت فرو رفت…
گروه سنی و مخاطب هدف
- نوجوانان ۱۲ تا ۱۶ سال
- همچنین مناسب برای والدین، مربیان، و علاقهمندان به داستانهای دینی و تاریخی برای گروه سنی نونهال و نوجوان.
ویژگیهای برجسته کتاب
- ✅ روایت داستانی از یک واقعیت تاریخی و مذهبی
- ✅ زبانی روان، ادبی و متناسب با ذهن نوجوانان
- ✅ دارای تصویرسازیهای رنگی و هماهنگ با فضا
- ✅ مناسب برای فعالیتهای فرهنگی، عاشورایی و مدارس
- ✅ تقویت حس همذاتپنداری با قهرمان مظلوم عاشورا
- ✅ بستری برای گفتوگو میان والدین و فرزندان درباره مفاهیم وفاداری، فداکاری و مسئولیتپذیری
معرفی نویسنده
سید سعید هاشمی، نویسنده نامآشنای حوزه کودک و نوجوان، با آثاری متنوع در زمینه ادبیات دینی و تربیتی شناخته میشود. قلم او ترکیبی از صداقت، احساس و تعهد است؛ زبانی برای انتقال پیامهایی بزرگ به قلبهای نوجوان
چرا باید این کتاب را بخوانید؟
اگر بهدنبال کتابی هستید که نوجوانتان را درگیر تاریخ، احساس، قهرمانگرایی و تصمیمگیری کند، «شب وحشت» انتخابی بینظیر است. این کتاب، یک کلاس درس پنهان از زندگی در قالب داستان است؛ فرصتی برای درک اینکه گاهی تنها ماندن، دلیل بر اشتباه بودن نیست؛ بلکه گواه صداقت در راه است.
برشی از متن کتاب
وقتی سلام نماز را داد، به پشت سرش نگاه کرد؛ هیچکس نبود. سکوت بود و ستونهای سرد مسجد.
لبخند تلخی زد. خودش را جمع کرد و آرام بیرون آمد. کوچهها تاریک بودند. نه صدایی، نه نوری، نه دستی…
با خودش گفت: کاش به حسین(ع) نامه نمینوشتم! کاش مردم کوفه را زودتر شناخته بودم…»
متن پشت جلد کتاب
این نامه، از حسینبنعلی به گروه انبوه مسلمانان مؤمن است. آخرین نمایندگان شما (هانی و سعید) با نامههای شما نزد من آمدند. از محتوای نامههای شما این گونه دریافتم که از من میخواهید که به سوی شما بیایم تا به لطف خداوند، همگی بر محور حق، گرد آیید. اینک من، شخصیت مورد اطمینان خودم یعنی برادر و پسر عمویم (مسلمبنعقیل) را به سوی شما میفرستم تا دربارهی خواستهی شما تحقیق کند. اگر او در گزارش خود برای من بنویسد که خردمندان، صاحبنظران و عموم مردم بر آنچه در نامهها نوشته شده، اتفاق نظر دارند، انشاءالله به زودی به شما خواهم پیوست!









دیدگاهها0
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.