درباره کتاب تخم مرغ طلایی
«تخم مرغ طلایی» داستانی شیرین و خلاقانه از علیرضا سبحانینسب است که با زبانی ساده و فضای طنز، کودکان را با مفاهیمی همچون سود، ضرر، تصمیمگیری و روراستی آشنا میکند.
روایت در قالب ماجرای یک اردوی دانشآموزی شکل میگیرد؛
جایی که دو دوست با یک تخم مرغ و یک مشت تخمه، وارد بحثی جالب و پرچالش میشوند؛
که به درک مالی و مسئولیتپذیری ختم میگردد.
نویسنده با مهارت، طنزی دلنشین در بستر مفاهیم اخلاقی گنجانده؛
و تصویرگریهای رنگی زهرا اکبرزاده به زیبایی، جذابیت داستان را دوچندان کرده است.
داستان با پایانی هوشمندانه و آموزنده، کودک را تشویق به فکر کردن و یافتن راهحل میکند.
این کتاب انتخابی عالی برای مهدکودکها و والدینی است که به دنبال آموزش غیرمستقیم مفاهیم اخلاقی هستند.
گروه سنی و مخاطب هدف
- کودکان ۶ تا ۹ سال
- مناسب برای مربیان مهدکودک،
- آموزگاران ابتدایی، والدین دغدغهمند و مراکز فرهنگی کودکمحور
ویژگیهای برجسته کتاب
✅روایت طنزآلود با پیامهای تربیتی و اخلاقی
✅تصویرگری رنگی، جذاب و حرفهای
✅مناسب برای فعالیتهای گروهی، قصهگویی و نمایش
✅تقویت مهارت تصمیمگیری و تفکر منطقی در کودک
✅نوشتهشده توسط نویسنده معتبر حوزه کودک
✅مناسب هدیه فرهنگی به مدارس و مهدکودکها
معرفی کوتاه نویسنده
علیرضا سبحانینسب (متولد ۱۳۴۸ در کاشان) نویسنده، ویراستار و ناشر ایرانی است. او از سال ۱۳۷۵ تاکنون بیش از پنجاه جلد کتاب برای کودکان و بزرگسالان نوشته و در حوزه ویرایش و کارشناسی ادبی فعال بوده است.
علیرضا سبحانینسب مدیریت انتشارات بینالمللی جمال را بر عهده دارد؛ ناشری معتبر که بهویژه در زمینه کتابهای دینی، اخلاقی، تاریخی و آموزشی شناخته میشود. آثار او به چند زبان ترجمه شده و با سالها تجربه در صنعت نشر، نقشی مهم در گسترش فرهنگ مطالعه و تولید کتابهای کیفی در ایران ایفا کرده است.
چرا باید این کتاب را بخوانید؟
اگر بهدنبال داستانی هستید که هم خنده بر لب کودکتان بیاورد و هم او را با مفاهیمی مانند انصاف، تصمیمگیری درست و دوستی سالم آشنا کند،
«تخم مرغ طلایی» انتخابی دقیق و هوشمندانه است.
این کتاب برخلاف آثار شعاری، با زبانی کودکانه و ماجرایی سرگرمکننده، پیام خود را منتقل میکند.
کودک شما با خواندن آن یاد میگیرد پیش از هر تصمیم، خوب فکر کند؛ مهارتی که در زندگی آیندهاش بسیار مؤثر خواهد بود.
مهدکودکها، مدارس و والدین باهوش، این کتاب را از دست نمیدهند.
برشی از متن کتاب
مجید گفت: چه پولی؟! من یک ریال هم از تو نگرفتم.
سعید لبخند زد و گفت: یادت هست پارسال در اردو یک مشت تخمهی هندوانه از جلوی من برداشتی؟
اگر من آنها را کاشته بودم، حالا دهها هندوانه داشتم!
مجید گفت: تخمهی بوداده را مگر میشود کاشت؟
سعید خندید و گفت: چطور تخم مرغ پخته شده را میشود جوجه کرد، اما تخمهی بوداده را نه؟!»











دیدگاهها0
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.